نوشته شده توسط : ذهن نو

خودشناسی از جمله مهارت‌های زندگی است که به افراد کمک می‌کند به موفقیت و سلامت جسمی و روانی برسند. عموما بسیاری از افراد فکر می‌کنند که خودشان را می‌شناسند و به تمام جوانب روحیاتشان واقف هستند اما این تفکر در حالتی اتفاق افتاده است که بیشتر ما بسیاری از بخش‌های شخصیت خودمان را نمی‌شناسیم و همین موضوع باعث می‌شود که رفتارها یا تصمیمات نامناسبی را بگیریم که در نهایت همه چیز را خراب می‌کنند. در واقع با خودشناسی می‌توانید الگوهای فکری مخرب را شناسایی کنید و در زندگی تصمیمات عاقلانه تری بگیرید. در این راه تمرین‌های مختلفی وجود دارد که به شما کمک کننده است و در ادامه بیشتر درباره آن صحبت خواهد شد.

 منبع : خودشناسی چیست

 

 

خودشناسی

خودشناسی یکی از مهارت‌هایی است که همه انسان‌های موفق آن را به خوبی انجام می‌دهند. در مسیر کسب این مهارت شما آموزش می‌بینید که چگونه رفتار و عکس‌العمل شما بر اساس درون‌تان کنترل شود و همه واکنش‌ها و رفتارتان را در هر شرایطی بشناسید تا طبق آن همه‌چیز را به بهترین نحو انجام دهید. با رسیدن به این توانایی به خوبی خودتان را با علایق‌تان سازگار می‌کنید و با بقیه افراد رفتار بهتری دارید.

 

اهمیت خودشناسی

خودشناسی به معنی توجه لحظه به لحظه به تفکرات و افکارمان است که در نهایت باعث پذیرش و و مدیریت آگاهانه رفتارمان می‌شود. افرادی که خودشان را می‌شناسند کمتر تحت تاثیر ناخودآگاه قرار می‌گیرند و آگاهانه رفتار می‌کنند پس در نهایت سلامت روانی‌شان تامین می‌شود و دیدگاه مثبت‌تری نسبت به همه‌چیز پیدا می‌کنند. این افراد زندگی را با عمق بیشتری تجربه می‌کنند و روابط اجتماعی بهتری دارند.

 

تمرین‌هایی برای خودشناسی

با تمرین‌های زیر می‌توانید این مهارت را در خود تقویت کنید:

1. از خودتان بپرسید چرا؟

عموما قبل و بعد از انجام کاری از خودتان بپرسید چرا این کار را انجام می‌دهید و تا زمانی که حداقل سه جواب قانع‌کننده به خودتان نداده‌اید این کار را ادامه دهید تا کاملا دلایل‌تان را برای انجام هرکاری بفهمید. در این مرحله شما می‌توانید خودتان را بهتر بشناسید و برای بهبود آن تلاش کنید.

2. گسترش دایره لغات عاطفی

محدودیت دایره لغات باعث می‌شود شما توانایی بیان بعضی از احساسات خود را نداشته باشید و متوجه نشوید که در بیشتر زمان‌ها چه احساساتی از خودتان نشان می‌دهید. این مورد باعث می‌شود نتوانید از خودتان تعریف درستی داشته باشید و در نهایت خودشناسی دچار مشکل می‌شود پس دایره لغات خود را افزایش دهید.

3. جلوگیری از واکنش ناخودآگاه

برای خودشناسی و جلوگیری از رفتارهای هیجان‌زده بهتر است مراقب واکنش‌های ناخودآگاه‌ خود باشید و از آن‌ها جلوگیری کنید تا بتوانید به بهترین نحو رفتارهای خودآگاه که خودتان آن را انتخاب می‌کنید را بشناسید.

4. برای خودشناسی عیب‌هایتان را نپوشانید

هیچ شخصی بدون عیب و نقص نیست که برای شناخت خودتان نباید آن‌ها را بپوشانید. دانستن نقص‌هایتان زمانی که آن‌ها را نپذیرید و مسئولیتش را قبول نکنید هیچ فایده‌ای ندارد. با این کار می‌توانید بخش‌های زیادی از شخصیت‌تان را بشناسید.

5. زبان بدنتان را مورد بررسی قرار بدهید

یکی از راه‌های شناخت افراد، درک کردن احساساتشان و پی بردن به تفکرات آن‌ها، توجه به زبان بدن آن‌هاست. شما برای شناخت خودتان هم باید به زبان بدن‌تان توجه کنید. برای این کار می‌توانید در مواقع مختلف از خودتان فیلم بگیرید و آن را تماشا کنید و اگر اشتباهی در زبان بدنتان مشاهده کردید آن را اصلاح کنید.

6. برای خودشناسی به عقاید مخالف با دیدگاهتان توجه کنید

زمانی که به عقاید و دیدگاه‌های مختلف توجه می‌کنید باعث می‌شود که بارها راجع‌به باورهای خودتان تفکر کنید و از خودتان سوال بپرسید. با خودتان بحث کنید و ببینید که به کدام یک پایبند هستید و کدام یک در حد یک باور باقی مانده است. با این کار بهتر می‌توانید خودتان را بشناسید.

7. نوع شخصیت خودتان را بشناسید

نوع شخصیت خود را شناسایی کنید تا بهتر بتوانید همه چیز را راجع ‌به خودتان بدانید. برای تعیین نوع شخصیت می‌توانید از آزمون‌هایی که به این کار کمک می‌کنند استفاده کنید. برای داشتن اعتبار بالا در نتیجه آزمون‌ها بهتر است که از یک متخصص کمک بگیرید.

8. به دنبال انتقادات و پیشنهادات سازنده باشید

همیشه از انتقادات و پیشنهاداتی که از سمت اطرافیان دریافت می‌کنید توجه داشته باشید به دلیل این که ممکن است افراد دیگر ویژگی‌ها و خصوصیاتی را در ما ببینند که خودمان به هر دلیلی آن را پنهان کنیم و نادیده بگیریم پس بهتر است که به نقدهای درست دیگران توجه کنیم.

 

توسعه و افزایش خودشناسی

با استفاده از راهکارهای زیر می‌توانید به خودشناسی برسید:

1. بدون تعصب خودتان را ارزیابی کنید

برای این که بتوانید خودتان را به خوبی بشناسید باید تعصب را کنار بگذارید و خودتان را به همان شکلی که هستید ببینید و بپذیرید. اگرچه انجام این کار بسیار دشوار است اما شناخت خود واقعی‌تان را امکان‌پذیر می‌کند که می‌تواند مزایای فوق‌العاده‌ای برای شما داشته باشد. زمانی که بتوانید بی‌طرف ارزیابی را انجام دهید به راحتی روش‌های پذیرفتن شخصیت‌تان و برنامه‌ریزی در آینده را متوجه می‌شوید.

2. استفاده از آزمون‌های خودشناسی

آزمون‌های خودشناسی می‌توانند به سرعت اطلاعات خوبی را در اختیار شما قرار دهند اما برای این که به نتیجه مناسبی برسید باید همه سوالات را با صداقت کامل پاسخ دهید. در این راه مطمئن باشید که از آزمون‌های مناسبی استفاده می‌کنید که استاندارد باشد.

3. داشتن دفترچه یادداشت

زمانی که همه اتفاقات روزمره و برخوردها و مشکلاتتان را یادداشت کنید به راحتی می‌توانید بدانید در هر محیطی چه واکنشی نشان می‌دهید و امکانی را برای شما فراهم می‌کند تا به خوبی بتوانید همه چیز را تحت کنترل بگیرید. در این مسیر به آرامش ذهنی می‌رسید که به خوبی در پی آن توانایی فکر کردن به ایده‌ها و اهداف جدید را پیدا می‌کنید.

4. خوداندیشی را به صورت روزانه انجام دهید

برای این که به خودشناسی برسید باید خوداندیشی را هر روز انجام دهید پس برای این کار زمانی را در هر روز مشخص کنید تا خودتان را صادقانه به عنوان یک انسان مورد بررسی قرار دهید و همه چیز را ارزیابی کنید. صحبت راجب این مورد بسیار راحت و آسان است اما انجام آن به اراده و مهارت نیازمند است که با تمرین آن به مراحل خوبی دست پیدا می‌کنید. بهتر است برای این فکر کردن مکان ساکتی را انتخاب کنید و از روزی 15 دقیقه شروع نمایید.

 

مزیت‎های خودشناسی

از فواید و مزیت‌های خودشناسی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. شاد زیستن

زمانی که شما بتوانید خودتان را به خوبی بشناسید و همان‌طور که هستید خودتان را نشان دهید و به اطرافیان معرفی کنید، احساس می‌کنید که یک خود واقعی را در اختیار گذاشته‌اید و بهتر می‌توانید مسیرتان را انتخاب کنید تا به خواسته‌هایتان برسید. این مسئله در نهایت باعث ایجاد احساس شادی بیشتری در زندگی خواهد شد. خودشناسی یعنی قدم برداشتن در مسیر رسیدن به آرزوهایتان به دلیل این که هر چه خودتان را بیشتر بشناسید تصویر روشن‌تری از آرزوهایتان به دست می‌آورید که این موضوع می‌تواند به خوبی باعث احساس سرزندگی در شما بشود.

2. کاهش درگیری‌های درونی

زمانی که شما بتوانید خودتان را به خوبی بشناسید بسیاری از چالش‌های درونی خودتان را می‌توانید به خوبی حل کنید. علاوه بر این زمانی که واکنش‌تان با احساسات، ارزش‌ها و باورهای شما مطابق باشد در نهایت تضاد و درگیری‌های درونی شما کاهش پیدا می‌کند پس می‌توانید ذهنی آرام‌تر داشته باشید.

3. موفقیت در تصمیم‌گیری

زمانی که خودتان را به خوبی بشناسید انتخابات بهتری در زندگی خواهید داشت و از طرفی تصمیم‌گیری بسیار برای شما آسان‌تر می‌شود. خودشناسی می‌تواند در انتخابات کوچک مانند خرید لباس و تصمیم‌گیری‌های بزرگ مانند انتخاب شریک مناسب برای زندگی تاثیر بسیار زیادی داشته باشد. زمانی که خودتان را بهتر بشناسید چهارچوب‌هایی برای خودتان ایجاد می‌کنید که می‌تواند در مشکلات مهم زندگی راه‌گشا باشد.

4. کنترل بر خود

اگر بتوانید خودتان را به خوبی بشناسید می‌توانید رفتارهایی که باعث ایجاد انگیزه در شما می‌شود را شناسایی کنید و نسبت به آن‌ رفتارها و عادات متناسبی را شکل دهید و تقویت کنید و در برابرش عادت‌های بد را از بین ببرید و بر آن غلبه کنید. در این مسیر ارزش‌ها و اهدافی که اراده شما را تقویت می‌کند بهتر می‌شناسید.

5. مقاوم شدن در برابر فشارهای اجتماعی

هنگامی که شما خودتان را بشناسید و ارزش‌ها و اولویت‌تان را مشخص کنید کمتر تحت‌تاثیر فشارهای اجتماعی قرارمی‌گیرید و کمتر مجبور به انجام کارهایی می‌شوید که علاقه‌ای به پذیرش یا انجام آن ندارید.

6. درک و تحمل دیگران

زمانی که خودتان را به خوبی بشناسید متوجه بسیاری از کارها و حتی رفتارهای خودتان و دیگران می‌شوید پس در نتیجه زمانی که با نقاط ضعف و قوت‌ خودتان آشنا شدید راحت‌تر توانایی درک و تحمل دیگران را پیدا می‌کنید و با آن‌ها همدردی می‌نمایید.  

 

چرا افراد زیادی موفق به خودشناسی نمی‌شوند؟

افراد کمتری توانایی موفق شدن در خودشناسی را دارند به دلیل این که ممکن است موانع زیادی در برابرشان قرار بگیرد و آن‌ها تسلیم این موانع بشوند. مسائلی که سر راه افراد با هدف خودشناسی قرار می‌گیرد شامل موارد زیر هستند.

1. ترس از روبه‌رو شدن با خود

شاید این مورد برای شما غیرقابل باور باشد اما باید بدانید که بسیاری از شما از روبه‌رو شدن با چیزی که در درونتان دارید می‌ترسید. در بسیاری از موارد از این می‌ترسید که چیزی را که سال‌ها در ذهن‌تان بافته‌اید و با آن مدت‌ها زندگی‌ کرده‌اید نقض شود. شاید گذشته خوبی نداشته‌اید و برای‌تان آزار دهنده باشد که با آن روبه‌رو شوید. پس اولین دلیلی که شما در خودشناسی موفق نمی‌شوید ترس از درونتان است.

2. اهمال‌کاری

در بعضی از موارد آن‌قدر در مسائل و موقعیت‌های دیگر زندگی گم می‌شوید که انرژی و حوصله تفکر و تلاش برای خودشناسی را از خودتان می‌گیرید و همیشه به دنبال بهانه‌ای هستید که دست از انجام این کار بکشید بدون این که به نتیجه و تاثیر آن فکر کنید.

3. عملکرد مغز

عموما فکر کردن کار سختی است و نیاز به انرژی بسیار بالایی دارد از طرف دیگری عملکرد مغز انسان به طوری طراحی شده است که علاقه دارد برای حفظ زندگی خود کمترین میزان انرژی را صرف کند پس به هر دلیلی شما را از فکر کردن به چیزهایی که چالش‌برانگیز است بازگرداند. به همین دلیل تعداد کمتری از افراد در تفکر عمیق دوام می‌آورند.

4. تمایل به ماندن در ناحیه امن زندگی

تعداد بیشتری از شما یک ناحیه امن را برای زندگی خود طراحی کرده و قرارداده‌اید و به هیچ قیمتی راضی نیستید که از آن بیرون بیایید و آرامش نسبی‌تان را برای رسیدن به خودشناسی از دست بدهید. پس در نتیجه دچار روزمرگی می‌شوید و از خودشناسی باز می‌مانید.

برای دریافت مشاوره در زمینه شناخت خود می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02166419012 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.

 

 

 

 

سوالات متداول

با انجام تست‌های خودشناسی تا چه میزان می‌توان به شناخت از خود رسید؟

در واقع در صورتی که در این آزمون‌ها جواب‌های درست به سوالات بدهید، این تست‌ها می‌تواند کمک کننده باشد. در کنار آن بهره بردن از مشاوره روانشناسی به شناخت دقیق تر و کشف استعدادها کمک خواهد کرد.

 


:: برچسب‌ها: خودشناسی چیست ,
:: بازدید از این مطلب : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

ثبات شخصیت چیست؟ چه زمانی می‌توان گفت یک فرد از نظر شخصیت به ثبات رسیده است؟ از دید روانشناسان ویژگی‌های شخصیتی آن دسته از ویژگی‌ها هستند که از زمان نوجوانی و اوایل بزرگسالی شکل می‌گیرند و به مرور زمان مستحکم می‌شوند. در این میان برخی افراد نمی‌توانند به یک جمع بندی در مورد خود برسند و همین مسئله باعث می‌شود که شخصیتی متزلزل، دمدمی مزاج و پیش بینی ناپذیر را شکل دهند. ما در ادامه به توضیحات بیشتری در مورد ثبات شخصیت و عوامل موثر در آن پرداخته‌ایم. در صورتی که در فعالیت‌ها و برنامه‌های خود ثبات شخصیتی ندارید بهتر است از کمک یک مشاور و روانشناس بهره مند شوید.

 

منبع : ثبات شخصیت

 

 

ثبات شخصیت به چه معناست؟

ویژگی‌های شخصیتی آن دسته از خصوصیات و الگوهای رفتاری هستند که از دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی در فرد ظاهر شده و به مرور مستحکم می‌شوند. با گذر از نوجوانی افراد باید بتوانند در مورد هویت خود به یک نتیجه گیری برسند. در واقع لازم است خود را بشناسید، بدانید چه کسی هستید و به چه چیزهایی علاقه دارید. این جمع بندی به شما کمک می‌کند تا در روابط خود و سبک زندگیتان نوعی ثبات را تجربه کنید. در غیر این صورت ممکن است که به طور غیر قابل پیش بینی بین صفات متغیر نوسان کنید و در پیگیری علایق و کارهای خود پیوسته از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر بپرید.

 

نشانه‌های فقدان ثبات شخصیت

چه ویژگی‌های رفتاری تعیین کننده این هستند که یک فرد از ثبات شخصیت کافی برخوردار نیست؟ عوامل زیر از جمله مواردی هستند که اکثر افراد و متخصصین در مورد آن‌ها اتفاق نظر دارند.

– این افراد اغلب دمدمی مزاج بوده و علایقشان دائما تغییر می‌کند.

– پیش بینی ناپذیر هستند و رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که در بافت فرهنگی اغلب غیر منطقی به نظر می‌رسد.

– آینده نگری کمی دارند و اغلب با تکانشگری و بدون تامل کارها را پیش می‌برند.

– نسبت به سبک زندگی خود مطمئن نیستند و دائما آن را زیر سوال می‌برند.

– در مورد هدف‌های زندگی شان تردید دارند و نمی‌دانند باید در چه مسیری پیش بروند.

– اکثرا دچار مشکلاتی در روابط بین فردی هستند.

 

 

عوامل تاثیر گذار در شکل گیری شخصیت با ثبات

برای اینکه یک فرد بتواند شخصیت باثباتی را شکل دهد از عوامل مختلفی تاثیر می‌پذیرد. ما در ادامه به چند مورد از مهم‌ترین آن‌ها اشاره کرده‌ایم.

1- هماهنگی سبک تربیتی والدین

اینکه پدر و مادر بتوانند در مسیر تربیت فرزند روش‌های خود را با یکدیگر هماهنگ کنند بسیار اهمیت دارد. افرادی که پدر و مادرهایشان نظر متفاوتی در مورد پرورش کودک دارند و الگوهای رفتاری گوناگونی از خود نشان می‌دهند بیش از دیگران در مورد دنیا و نحوه برخورد با آن دچار تزلزل می‌شوند چرا که این افراد با ارزش‌های متضادی از جانب والدین خود مواجه شده‌اند و همین امر زمینه ساز بروز سردرگمی و عدم ثبات را فراهم می‌کند.

2- تاثیر پذیری از الگوهای مهم در زندگی

افراد در دوران کودکی و نوجوانی تا حد زیادی تحت تاثیر الگوهای مهم خود در زندگی هستند. افرادی که در محیطی بی ثبات رشد می‌کنند و والدین یا مراقبین اصلی آن‌ها افرادی هیجانی و دمدمی مزاج هستند بیش از دیگران ممکن است که دچار بی ثباتی در شخصیت خود شوند. در مقابل افرادی که در محیط امن، پیش بینی پذیر و پاسخگو رشد می‌کنند اغلب در پرورش شخصیت خود با مشکلات کمتری روبه‌رو می‌شوند.

3- رویدادهای دوران کودکی

افراد در دوران کودکی و نوجوانی توانایی کمتری برای پردازش رویدادهای هیجانی و آسیب زا دارند. از دست دادن والدین، طلاق آن‌ها، مشاهده درگیری و دعواهای پدر و مادر و یا روبه‌رو شدن با آسیب‌های شدیدی نظیر سوءاستفاده جنسی و جسمی در این دوران از جمله مواردی هستند که می‌توانند مانع شکل گیری یک شخصیت منسجم گردند.

4- موفقیت در هویت یابی در دوره نوجوانی

یکی از چالش‌های بسیار مهم در دوران نوجوانی دست یابی به یک هویت منحصر به فرد است. در واقع در این زمان افراد می‌خواهند از کودکی عبور کرده و خود را به عنوان یک بزرگسال تعریف نمایند. از همین رو بیشتر به دنیای پیرامون توجه کرده و تلاش می‌کنند علایق و اهداف خود را پیدا کنند. افرادی که می‌توانند به موقع از چالش‌های مربوط به دوره نوجوانی عبور کنند شخصیت با ثبات تری پیدا می‌کنند چرا که آن‌ها به پرسش‌های اصلی زندگی پاسخ داده‌اند. سوالاتی از جمله اینکه که هستند؟ که می‌خواهند باشند؟ و چه چیزهایی را باید دنبال کنند؟

5- داشتن اعتماد به نفس کافی

اعتماد به نفس یکی از فاکتورهای بسیار مهم در ثبات شخصیتی است. افرادی که از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند اغلب فکر می‌کنند که از توانایی کافی برای انجام فعالیت‌های مختلف برخوردار نیستند. همین امر باعث می‌شود که از به اتمام رساندن کارها بترسند و بسیاری از فعالیت‌ها را نیمه کاره رها کنند. این الگوی رفتاری اغلب احساس بی ثباتی شخصیتی را به اطرافیان منتقل می‌کند.

برای دریافت مشاوره در زمینه شخصیت‌ها می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02166419012 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.

 

 

 

 

سوالات متداول

آیا بی ثباتی شخصیت یک اختلال روانشناختی است؟

خیر. بی ثباتی شخصیت خود نام یک اختلال روانشناختی نیست اما می‌تواند نشانه‌ای از وجود یک مشکل در سلامت روان فرد باشد. در نتیجه بهتر است در این شرایط برای ارزیابی بیشتر اوضاع از یک متخصص روانشناس کمک بگیرید.

 


:: برچسب‌ها: ثبات شخصیت ,
:: بازدید از این مطلب : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

مواجه شدن با درخواست طلاق زنان در بسیاری از موارد مردان را غافل گیر می‌کند. با وجود همه درگیری‌ها و اختلاف نظرها ممکن است هرگز انتظار این را نداشته باشید که همسرتان به طور رسمی درخواست طلاق بدهد. از همین رو ممکن است در این شرایط با سوالات بسیاری درگیر شوید و در مورد علل بروز این مسئله از خود سوال بپرسید. از جمله عللی که در این مورد نقش دارند می‌توان به وجود تعارض‌های شدید و حل نشده، پایین آمدن آستانه تحمل، درگیری با هیجانات و احساسات بسیار ناخوشایند و وجود فشارهای زیاد از سوی اجتماع و خانواده اشاره کرد. ما در ادامه این مقاله به توضیحات بیشتری در این باره پرداخته‌ایم پس تا انتهای مطلب همراه ما باشید. برای دریافت مشاوره طلاق کلیک کنید.

 

منبع : درخواست طلاق زنان

 

 

درخواست طلاق زنان | چرا درخواست طلاق از جانب زنان بیشتر است؟

طبق آمار در جامعه ما درخواست طلاق از جانب زنان بیشتر مطرح می‌شود. این مسئله از عوامل مختلفی نشات می‌گیرد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها باید به تفاوت‌های جنسیتی در حقوق اجتماعی اشاره کرد. از آنجایی که حق طلاق در کشور ما به مردان تعلق دارد و در مقابل مهریه به زنان اختصاص یافته است بسیاری از افراد از این حقوق نابرابر به عنوان ابزاری جهت رسیدن به خواسته‌های خود استفاده می‌کنند.

برای مثال برخی مردان با طلاق ندادن تلاش می‌کنند عرصه را برای زن تنگ کنند تا او از حقوقی نظیر مهریه صرف نظر کند. در مقابل برخی زنان نیز با پیش قدم شدن برای دادخواست طلاق سعی می‌کنند مرد را برای پرداخت مهریه تحت فشار قرار دهند. به طور کلی ناتوانی در پرداخت مهریه و مشکلات مالی مرتبط با آن از جمله عواملی است که در دادخواست کمتر مردان برای طلاق تاثیر بسزایی می‌گذارد.

 

درخواست طلاق زنان | علل و عوامل گرایش زنان به جدایی

ما در ادامه به مهم‌ترین عواملی که در جامعه ما منجر به گرایش زنان به جدایی می‌شود اشاره کرده‌ایم.

1- مواجهه با خشونت خانوادگی

مواجهه با خشونت خانوادگی از سمت مردان یکی از عوامل بسیار تهدید کننده امنیت زنان در زندگی مشترک است. خشونت چه به صورت آزارهای کلامی و چه به صورت پرخاشگری فیزیکی سلامت روان افراد را تهدید کرده و منجر به شکل گیری اختلالات اضطرابی زیادی می‌شود. در این شرایط پرورش فرزندان نیز آسان نخواهد بود. از همین رو بسیاری از زنان در این وضعیت تلاش می‌کنند پیش از به دنیا آمدن فرزند اقدام به طلاق کنند.

2- مواجهه با آسیب‌های اجتماعی

با افزایش آمار آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد به مواد مخدر، آرامش بسیاری از خانواده‌ها نیز به خطر افتاده است. به خصوص با رواج مواد روانگردان و صنعتی در بین جوانان و تاثیر آن‌ها در افزایش خشونت و انجام رفتارهای خطرناک؛ بسیاری از زنان نمی‌توانند به زندگی با همسری که به این وضعیت دچار است ادامه دهند و در نتیجه درخواست طلاق می‌دهند.

3- بروز خیانت زناشویی از علل درخواست طلاق زنان

امروزه در جامعه ما خیانت زناشویی یکی از علل اصلی در گرایش افراد به طلاق است. خیانت یک آسیب عاطفی مهم در زندگی عاطفی افراد محسوب می‌شود و می‌تواند پیامدهای روانشناختی بلند مدتی را به همراه داشته باشد چرا که این رویداد با از بین بردن اعتماد بین فردی اساس و و بنیان رابطه را هدف قرار می‌دهد. بازسازی رابطه در این شرایط و رسیدن به توانایی بخشش از جانب زن فرایندی زمان بر است و اغلب به مداخلات روانشناختی از سوی روانشناسان نیاز دارد. در بسیاری از موارد شدت آسیب آنقدر زیاد است که زنان به جز طلاق به تصمیم دیگری نمی‌اندیشند.

4- مشکلات اقتصادی و داشتن مسئولیت‌های زیاد در زندگی

مشکلات مالی امروزه یکی از عوامل بسیار مهم و تاثیر گذار در کاهش رضایت زناشویی زوجین هستند. به طوری که بسیاری از زنان مجبورند ساعات طولانی به کار در بیرون از منزل بپردازند و در عین حال مسئولیت‌های مرتبط با خانه داری و پرورش فرزندان را نیز برعهده بگیرند. در این شرایط اگر زن و مرد نتوانند به نوعی تعادل در انجام وظایف روزمره دست یابند احتمال احساس فرسودگی از جانب زن و ناتوانی او برای ادامه دادن به زندگی تا حد زیادی بالا خواهد رفت.

5- وجود مشکلات عاطفی و ارتباطی با همسر

بسیاری از مردان نیازهای عاطفی زنان را دست کم می‌گیرند. این در حالی است که بسیاری از اختلافات زناشویی در عدم صمیمت کافی و ارضا نشدن نیازهای عاطفی زنان ریشه دارند. البته این نکته حائز اهمیت است که نیازهای عاطفی تنها به زنان اختصاص ندارد. با این حال نحوه ارضای آن در زن و مرد می‌تواند متفاوت باشد. در نتیجه لازم است که افراد از تفاوت‌های جنسیتی آگاه باشند تا بتوانند به درستی به نیازهای همسر خود پاسخ دهند. برای مثال ممکن است زنان وابستگی بیشتری به ابراز محبت کلامی داشته باشند در حالی که مردان کمتر به این مسئله توجه کنند.

 

 

درخواست طلاق زنان و احساس پشیمانی بعد از آن

معمولا تصمیم گیری برای طلاق زمانی اتفاق می‌افتد که افراد از نظر روحی در شرایط خوبی قرار ندارند. برای مثال درگیری با احساس خشم و نفرت زیاد باعث می‌شود که ما شتاب زده‌تر عمل کنیم و اقداماتی انجام دهیم که بعدا از آن‌ها پشیمان شویم. به همین علت است که زنان در برخی موارد پس از ارائه دادخواست طلاق از انجام این کار پشیمان می‌شوند. برای اینکه بتوانید به تصمیم قاطعانه و درستی برسید لازم است ابتدا به خود برای دست یابی به ثبات هیجانی فرصت دهید و سپس با نگاهی واقع گرایانه چشم انداز پیش روی خود را بررسی نمایید. کمک گرفتن از یک روانشناس متخصص در حیطه زوج و خانواده به شما کمک می‌کند تا بتوانید در این زمینه قدم‌های بهتری بردارید و به بینش بیشتری در مورد تصمیم خود برسید.

برای دریافت مشاوره در زمینه طلاق می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

 

 

 

سوالات متداول

به خاطر فرزندانم از شوهرم جدا نشده‌ام آیا این کار تصمیم اشتباهی است؟

فرزندان یکی از عوامل بسیار مهم و تاثیرگذار در تصمیم گیری برای طلاق هستند. با این حال ماندن در زندگی مشترک تنها زمانی به نفع فرزندان خواهد بود که بتوانید امنیت آن‌ها را تامین کرده و اختلافات خود را به شیوه‌ای معقول حل و فصل نمایید. گذراندن دوران کودکی در محیطی پر تنش و مشاهده کردن درگیری دائمی والدین می‌تواند تاثیرات بسیار مخربی روی فرزندان بگذارد. در نتیجه تنها به ادامه زندگی به هر قیمتی اکتفا نکنید. اگر زندگی فرزندانتان برایتان مهم است لازم است تلاش کنید کیفیت رابطه زناشویی خود را نیز بهبود ببخشید. در این راستا مراجعه به یک روانشناس متخصص در حیطه زوج درمانی می‌تواند تا حد زیادی به شما کمک کند.

 


:: برچسب‌ها: درخواست طلاق زنان ,
:: بازدید از این مطلب : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

حفظ رابطه عاشقانه پس از بچه دارشدن معمولا برای زوجین کمی مشکل است چراکه بچه توجه بسیار زیادی را می‌خواهد و ممکن است در این میان زن و شوهر از یکدیگر غافل شوند. معمولا زن و مرد با به دنیا آمدن بچه، تجارب لذت بخش‌تری از زندگی کسب می‌کنند و شادی مضاعفی را احساس خواهند نمود. توجه و محبت به کودک یک امر لازم و ضروری است اما نباید خللی در رابطه محبت آمیز زن و مرد ایجاد کند. لازمه روند عاشقانه زندگی این است که همچنان رابطه عاشقانه پس از بچه دار شدن مابین زن و شوهر تداوم داشته باشد. با آگاهی از راه‌های حفظ رابطه عاشقانه و کمک گرفتن از یک متخصص می‌توانید رابطه عشاقانه و جنسی خود و همسرتان را همچنان سرزنده نگه دارید. برای کسب اطلاع بیشتر از مشاوره جنسی کلیک کنید. 

 

منبع :  حفظ رابطه عاشقانه پس از بچه دارشدن

 

نتایج لذت بخش تداوم در ارتباط عاشقانه پس از بچه دار شدن

تداوم روابط عاشقانه بعد از بچه دار شدن می‎تواند نتایج خوبی را در بر داشته باشد که ما به تعدادی از این موارد اشاره می‌کنیم:

1. عملکرد بهتر در نقش پدر یا مادر

زن و مرد باید در ابراز محبت به فرزند خود جانب اعتدال را رعایت نمایند. چنانچه محبت مفرط نثار بچه شده و مدت زمان زیادی به فرزند اختصاص داده شود، دیگر زن و مرد توانی برای ابراز محبت به یکدیگر ندارند. خستگی ناشی از گذراندن وقت زیاد با بچه باعث می‌شود زن و شوهر از فرط خستگی، اشتیاق کمتری به یکدیگر نشان دهند.

با این تفاسیر مشخص می‌شود که چنانچه علاوه بر صرف وقت برای ابراز محبت به فرزند، زن و شوهر ساعاتی را به روابط مملوء از عشق برای یکدیگر اختصاص دهند، لذت بیشتری از تجربه پدر یا مادر بودن خواهند برد و می‌توانند احساسات خود را نسبت به تجربه جدید با هم در میان بگذارند. انجام نقش پدر یا مادر بودن چنانچه با رضایت خاطر و آرامش روحی- روانی همراه باشد، سبب می‌گردد تا این نقش به نحو بهتری اجرا شده و اعضای خانواده در سایه مهر و عشق به یکدیگر زندگی کنند.

2. حفظ رابطه عاشقانه پس از بچه دارشدن | عاقبت نگری نسبت به آینده

 زن و مرد با توجه به این نکته که بچه‌ها روزی بزرگ خواهند شد و هر کدام برای خود زندگی مجزایی تشکیل خواهد داد، می‌توانند به تصمیم گیری و برنامه‌ریزی بهتری دست یابند. به این ترتیب که همزمان با عشق به فرزند نسبت به همدیگر نیز عشق می‌ورزند و با گذر زمان روابط عاشقانه خود را حفظ خواهند کرد. بدین سان چانچه فرزندان بزرگ شوند و بنا به دلایلی از پدر و مادر جدا گردند، به واسطه رابط عاشقانه‌ای که همیشه بین زن و مرد بوده، دچار بحران روحی نمی‌شوند و می‌توانند در کمال عشق به یکدیگر با این مساله کنار بیایند.

 

روش حفظ روابط عاشقانه پس از بچه دار شدن

برای حفظ روابط عاشقانه بعد از بچه دار شدن باید مواردی را مورد توجه قرار داده و در زندگی زناشویی به آن عمل شود که در ادامه به مهم‌ترین این موارد اشاره می‌کنیم:

1. در آغوش کشیدن

 زن و مرد هرکدام به نسبت نقشی که بر عهده دارد دچار خستگی می‌شود و نیاز دارد این خستگی را تخلیه و عشق و احساس لذت را جایگزین نماید. به همین دلیل توصیه می‌شود حتما در فواصل زمانی مختلف بلاخص زمانی که بچه در خواب است و به واسطه نیازمندی خود شما را به هم جواری نمی‌طلبد، وقتی را به در آغوش کشیدن یکدیگر اختصاص دهید. در آغوش کشیدن همسر به طرز معجزه آسایی تاثیرات مثبتی را به همراه دارد و قدرت فزاینده‌ای را به زن و مرد جهت تحمل خستگی‌های ناشی از نگهداری فرزند خواهد بخشید.

2. حفظ رابطه عاشقانه پس از بچه دارشدن | استفاده از کمک دیگران

 به منظور تداوم و حفظ روابط عاشقانه می‌توان در برخی مواقع، کودک را به شخص مورد اعتماد چون مادر خود یا مادر همسر سپرد و به دور از نگرانی، اوقاتی را به سرگرمی و تفریح پرداخت. گذراندن اوقات با همسر باعث افزایش عشق و محبت می‌شود و این تفکر منفی را از بین می‌برد که ورود بچه مانع از خوش گذرانی می‌شود. می‌توان در کنار همسر به فعالیت‌های لذت بخشی همچون تماشای یک فیلم عاشقانه یا رفتن به سینما پرداخت.

3. حفظ رابطه جنسی

 قطعا برقراری رابطه جنسی در تداوم و حتی افزایش عشق زن و شوهر تاثیری بسیار مهم خواهد داشت. نباید به بهانه اینکه خسته هستید و یا کودک شما نیاز به مراقبت دارد، این امر مهم را به فراموشی بسپارید. با رعایت کردن زمان خواب کودک در ساعات مشخص می‌توان وقت مناسبی را به ایجاد روابط جنسی عاشقانه اختصاص داد. همچنین با جدا کردن اتاق کودک، نگرانی از اینکه او متوجه رابطه عاشقانه شما می‌شود، از بین خواهد رفت و با احساس آرامش بیشتر رابطه برقرار خواهید کرد.

4. تنظیم و تهیه یک فهرست از رفتار های عاشقانه

زن و مرد شخصیت‌های متفاوتی دارند و بعضا زن به دلیل حیا و شرمی که احساس می‌کند، ممکن است نتواند خواسته‌های خود را مبنی بر روابط عاشقانه پس از بچه دار شدن به طور واضح بیان کند. به همین دلیل تنظیم کردن یک فهرست عاشقانه راه حل بسیار خوبی خواهد بود. می‌توان در خواست‌ها و انتظارات خود را بر روی کاغذ نوشت و آن را به همسر داد تا با خواندن ان متوجه شود که چگونه باید در ایجاد روابط عاشقانه‌تر و برآورده کردن انتظارات شما قدم بردارد.

5. حفظ رابطه عاشقانه پس از بچه دارشدن | توجه به ظاهر و پوشش در منزل

 بسیار مهم است که زنان حتی پس از بچه دار شدن به ظاهر خود اهمیت داده و لباس‌های زیبا بپوشند. استفاده از ادکلن و زیور آلات می‌توانند کمک دهنده‌های خوبی باشند تا شما همچنان مانند قبل زیبا و فریبنده بوده و تحریک کننده خوبی برای برقراری روابط عاشقانه باشید. قطعا مردان در مقابل همسر شیک و خوش پوش خود عنان از دست داره و تمایل زیادی به کسب رضایت شما و ایجاد روابط عاشقانه نشان خواهند داد.

برای دریافت مشاوره در زمینه عشق و رابطه می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

 

 

 

سوالات متداول

چگونه می‌توانیم روابط عاشقانه را پس از بچه دار شدن حفظ نماییم؟

حفظ روابط عاشقانه بعد از بچه دار شدن اهمیت بسزایی دارد و راهکارهای متعددی برای آن وجود دارد که می‌توان به مواردی مانند در آغوش کشیدن، پوشش شیک مخصوصا توسط خانم‌ها، وقت گذراندن با همسر بدون دغدغه بچه، گاهی سپردن بچه به فردی معتمد و تنها شدن با همسر اشاره کرد.

آیا روابط عاشقانه بعد از بچه دار شدن تداوم دارد؟

گاهی با حضور بچه روابط عاشقانه بین زن و مرد به دلایل مختلفی مانند گذراندن تمام وقت و انرژی برای بچه کاهش می‌یابد که این امر می‌تواند هم به روابط زن و شوهر و هم به رابطه با فرزندان لطمه بزند. اما این موضوع قابل حل شدن است و روابط عاشقانه می‌تواند با بهره گیری از راهکارهای بهینه همچنان تداوم داشته باشد. گاهی استفاده از راهنمایی‌های یک روانشناس جهت تداوم روابط عاشقانه بعد از بچه دار شدن کمک بسزایی به زن و شوهر می‌کند.



:: برچسب‌ها: حفظ رابطه عاشقانه پس از بچه دارشدن ,
:: بازدید از این مطلب : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

بیماری‌های روان‌تنی یا سایکوسوماتیک همان‌طور که از نامشان پیداست به ارتباط میان ذهن و جسم در ابتلا به ناراحتی‌های جسمانی اشاره دارند؛ این بیماری یکی از انواع اختلالات اضطرابی است که خود را به‌صورت دردهای جسمی نشان می‌دهد. احتمالاً شما نیز بارها از اطرافیان شنیده‌اید که دلیل ناراحتی‌های جسمی خود را به شرایط عصبی نسبت می‌دهند. در چنین مواقعی یک موضوع اضطراب‌برانگیز باعث می‌شود تا فرد دچار بیماری‌های جسمی شده و یا این شرایط در وی شدت بیشتری پیدا کند. در ادامه متوجه خواهید شد که در واقع این ارتباط می‌تواند تبدیل به یک اختلال شود.

 

 

 

منبع :  سایکوسوماتیک

 

 

 

اختلال سایکوسوماتیک چگونه خود را نشان می دهد؟

از آنجا که بیماری‌های سایکوسوماتیک همیشه خود را به‌عنوان یک ناراحتی جسمی نشان می‌دهند، اکثر افراد در چنین شرایطی به متخصصین بیماری‌های جسمی مراجعه می‌کنند. این در حالی است که برای درمان قطعی بیماری‌های روان‌تنی شما می‌بایست از یک روانشناس کمک بگیرید. روان شناسان با آموزش راه‌های مناسب تخلیه هیجانات و به‌خصوص اضطراب به فرد کمک می‌کنند تا شرایط خود را بهبود ببخشد. به همین خاطر اگر شما یا هریک از اطرافیانتان دچار این بیماری شده‌اید بهتر است برای درمان از یک روانشناس متخصص کمک بگیرید.

بیماری‌های روان تنی یا سایکوسوماتیک

بیماری‌های روان‌تنی یکی از مشکلات نسبتاً شایع روحی است که خود را در قالب یک اختلال جسمی نشان می‌دهد. سردرد و به‌خصوص میگرن، ناراحتی‌های گوارشی، آلرژی‌ها و مشکلات تنفسی ازجمله مهم‌ترین انواع بیماری‌های روان‌تنی هستند. افراد مبتلا به این اختلال اگرچه واقعاً دچار ناراحتی‌های جسمانی می‌شوند، بااین‌حال بیماری آن‌ها دلایل فیزیولوژیکی ندارد و مشکلات عصبی باعث ایجاد یا شدت گرفتن بیماری آن‌ها می‌شود. به همین خاطر در بسیاری از مواقع این وضعیت پس از پشت سر گذاشتن یک شرایط اضطراب‌آمیز و بحرانی برای فرد ایجاد شده و با بهبود شرایط نیز تخفیف پیدا می‌کند.

علائم و نشانه های اختلال روان تنی یا سایکوسوماتیک

علائم بیماری‌های روان‌تنی معمولاً با توجه به سن و جنس افراد می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال خانم‌ها بیشتر دچار احساس خستگی، تحریک‌پذیری یا اختلالات قاعدگی می‌شوند؛ در حالی‌که بیماری‌های روان‌تنی در مردان معمولاً خود را به‌صورت دردهای عضلانی یا بالا رفتن فشار خون نشان می‌دهد. همچنین درحالی‌که کودکان در سنین دبستان اضطراب خود را بیشتر به‌صورت بیماری‌های گوارشی نشان می‌دهند، این حالت در نوجوانان با علائمی مثل تحریک‌پذیری و پرخاشگری نمایان می‌شود. اگرچه بیماری‌های روان‌تنی با توجه به شرایط فرد می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، بااین‌حال برخی از انواع آن رایج‌تر هستند که ازجمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • سردرد و به‌خصوص دردهای میگرنی
  • ناراحتی‌های گوارشی
  • مشکلات پوستی مثل آلرژی، جوش و کهیر و ….
  • دردهای عضلانی مانند گرفتگی عضلات، درد کمر یا گردن
  • احساس خستگی و مشکلات مربوط به خواب
  • مشکلات تنفسی
  • اختلال در چرخه قاعدگی خانم‌ها
  • مشکلات جنسی مثل اختلال در نعوظ و…

 

 

تفاوت بیماری‌های روان‌تنی با خودبیمارانگاری

خودبیمارانگاری یا هیپوکندریا نیز مانند بیماری‌های روان‌تنی یکی از انواع اختلالات اضطرابی است و شاید آن‌ها را یکی بدانید اما این دو اختلال با یکدیگر تفاوت دارند؛ افراد درگیر با خودبیمارانگاری دائماً نگران این موضوع هستند که مبادا دچار یک بیماری جدی شده باشند و به همین خاطر زمان زیادی را درگیر انجام آزمایش‌های پزشکی و یا مطالعه درباره نشانه‌های بیماری‌های‌ مختلف هستند. اما بیماران روان‌تنی به‌واقع دچار مشکلات جسمی می‌شوند و تمامی درد و ناراحتی‌های بیماری را تجربه می‌کنند و معمولاً توجه چندانی به نشانه‌های بیماری خود ندارند.

علل و دلایل بروز بیماری های روان‌تنی یا سایکو سوماتیک

همان‌طور که گفته شد علت اصلی اختلال سایکوسوماتیک اضطراب است. در حقیقت افرادی که درگیر این بیماری می‌شوند، معمولاً توانایی مواجهه مستقیم با اضطراب و حل کردن مشکلات پیش‌آمده را ندارند یا می‌خواهند برای راضی نگه‌داشتن دیگران فشار روحی را تحمل کنند. گاهی اوقات نیز دیده‌شده که فرد به‌صورت هشیار هیچ آگاهی نسبت به اضطراب خود ندارد و به عبارتی اضطراب در ضمیر ناخودآگاه باعث بروز بیماری‌های روان‌تنی می‌شود. به همین خاطر معمولاً به افرادی که این شرایط را تجربه می‌کنند توصیه می‌شود تا از یک روانشناس برای درمان این شرایط کمک بگیرند. روانشناسان به فرد کمک می‌کنند تا با اضطراب‌های خود روبه‌رو شده و به شکل سازنده‌تری با آن‌ها کنار بیایند.

درمان بیماری های روان تنی یا سایکوسوماتیک

معمولا با شدت گرفتن دردهای جسمانی بیمار به مراکز درمانی مراجعه می‌کند، اما چون منشا درد روانی است، درمان‌ها پاسخگوی نیاز مراجع نیستند. متأسفانه تا زمانی که منشأ اصلی اختلال درمان نشود، استفاده از درمان‌های فیزیولوژیکی تنها برای مدتی شدت علائم را کاهش می‌دهد و دیر یا زود با وقوع بحران در زندگی فرد، نشانه‌های بیماری بازخواهند گشت. به همین خاطر اگر شما یا هریک از اطرافیانتان دائم در حال دریافت دارو و درمان‌هایی هستید که بهبودی حاصل نمی‌کنند؛ بهتر است برای درمان از یک روانشناس متخصص کمک بگیرید. برای آشنایی با انواع روش های درمان اضطراب شدید کلیک کنید. ازجمله اقداماتی که روانشناسان برای درمان بیماری‌های روان‌تنی انجام می‌دهند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آموزش کنترل هیجانی

با توجه به اینکه بیماری‌های روان‌تنی ریشه در اضطرابی دارند که به شکل سالمی موردتوجه و درمان قرار نگرفته؛ اولین اقدام روانشناسان در این شرایط آموزش راهکارهایی است که به فرد در کنترل هیجانات منفی به‌خصوص اضطراب کمک می‌کند. استفاده از راهکارهایی نظیر تکنیک‌های آرام‌سازی باعث خواهد شد تا فرد استحکام روانی بالاتری برای مواجهه با مشکلات داشته باشد و بتواند احساسات خود را به‌درستی مدیریت کند.

آموزش راهکارهای حل مسئله

یکی از مهم‌ترین دلایل بروز اضطراب و باقی ماندن آن در بدن، ناتوانی در حل مسئله یا برخورد ناسازگارانه با مشکلات است. به همین خاطر در شرایطی که روانشناس تشخیص دهد فرد در این زمینه دچار مشکل است، “آموزش راهکارهای مناسب برای حل مسئله” را در دستور کار قرار می‌دهد. به‌این‌ترتیب فرد می‌تواند مشکلات خود را به شکل سازگارانه‌تری برطرف کرده و درنتیجه کمتر دچار اضطراب و اختلالات اضطرابی خواهد شد.

تغییر سبک زندگی

یکی از دلایل بروز بیماری‌های روان‌تنی سبک‌ زندگی نامناسبی است که فرد را در معرض فشار روانی بسیاری قرار می‌دهد. برای مثال فعالیت در مشاغل پراسترس یا مشکلاتی مثل ناتوانی در دفاع از حقوق خود، ازجمله موضوعاتی هستند که استرس بسیاری را در زندگی روزانه فرد ایجاد می‌کنند. اگر روانشناس در بررسی‌های خود به این نتیجه برسد که سبک زندگی باعث بروز مشکلاتی مانند بیماری‌های روان‌تنی برای فرد شده، راهکارهایی را در جهت تغییر الگوی زندگی به وی آموزش می‌دهد و یا به او کمک می‌کند تا فعالیت‌هایی نظیر ورزش روزانه یا گذراندن اوقات فراغت با اطرافیان را در برنامه روزانه خود قرار دهد. 

درمان‌های دارویی

درصورتی‌که درمانگر به این نتیجه برسد که اضطراب فرد بیش از آن است که بتوان درمان‌های روان‌شناختی را برای وی شروع کرد با معرفی وی به یک متخصص، درمان‌های دارویی را نیز برای فرد شروع می‌کند تا شدت اختلالات تحت کنترل قرار بگیرد و سپس به‌تدریج مصرف داروها را کاهش خواهد داد.

برای دریافت مشاوره در زمینه اضطراب و افسردگی می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02166419012 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.

 

 

 

 

سؤالات متداول

بیماری‌های روان‌تنی یعنی چه؟

بیماری‌های روان‌تنی گروهی از اختلالات اضطرابی هستند که باعث بروز یا تشدید ناراحتی‌های جسمی در فرد می‌شوند. در این حالت اگرچه فرد به لحاظ جسمی واقعاً بیمار است اما دلایلی به‌غیراز مشکلات جسمانی باعث ایجاد آن شده است.

بهترین درمان برای بیماری‌های روان‌تنی چیست؟

معمولاً برای درمان بیماری‌های روان‌تنی به متخصصین بیماری‌های جسمی مراجعه می‌شود درحالی‌که درمان اصلی این بیماری‌ها می‌بایست زیر نظر روانشناس متخصص صورت بگیرد و فرد راهکارهایی را برای کنار آمدن سازگارانه با فشار روانی آموزش ببیند.

بیماری‌های روان‌تنی چه فرقی با اختلالات جسمانی دارند؟

در بیماری‌های روان‌تنی نیز درست مانند اختلالات جسمانی، فرد دچار درد و سایر مشکلات جسمانی می‌شود اما برخلاف بیماری‌های جسمانی این اختلالات به دلیل فشار روانی ایجاد می‌شوند.

 


:: برچسب‌ها: سایکوسوماتیک ,
:: بازدید از این مطلب : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

علت درد بیضه بعد از رابطه جنسی چیست؟ بیضه حساس‌ترین اندام جنسی مردان است و نقش اساسی در تولید مثل، نعوظ و برقراری رابطه جنسی دارد. برخی از مردان ممکن است پس از برقراری رابطه جنسی دچار احساس درد در بیضه شوند. شدت درد در افراد می‌تواند متفاوت باشد. گاهی بعد از گذشت چند ساعت به مرور درد کاهش می‌یابد اما در بعضی شرایط نیز فرد از شدت درد به خود می‌پیچد. درد بیضه پس از برقراری رابطه علت‌های مختلفی دارد که رایج‌ترین آن تحریک جنسی طولانی مدت، نداشتن رابطه جنسی و عدم تخلیه منی است. با این حال با دانستن علل ایجاد کننده درد بیضه می‌توان از بروز برخی از این دردها پیشگری کرد. به همین خاطر در این مقاله علل و روش‌های پیشگیری و درمان درد بیضه پس از رابطه جنسی مورد بررسی قرار گرفته است.

 

 

منبع : درد بیضه بعد از رابطه جنسی

 

علل درد بیضه بعد از رابطه جنسی

می‌توان گفت درد بیضه بعد برقراری روابط جنسی، موضوعی است که کم و بیش برای آقایان پیش می‌آید. به طور کلی علل مختلفی برای درد بیضه در مردان وجود دارد که می‌توان به بیماری‌های مختلف نظیر سنگ کلیه، سرطان بیضه، فتق، پیچ خوردگی بیضه، هیدروسیل، ضربه به بیضه و عفونت اشاره کرد اما درد بیضه بعد رابطه معمولا علت متفاوتی دارد که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.

تحریک جنسی

رایج‌ترین علل درد بیضه بعد رابطه تحریک جنسی طولانی مدت، نداشتن رابطه جنسی و عدم تخلیه منی است. آقایان ممکن است به دلایلی برای زمان‌های طولانی رابطه جنسی نداشته باشند همین عدم تخلیه می‌تواند منجر به درد در بیضه شود. یکی دیگر از علل به وجود آورنده درد بیضه می‌تواند رابطه جنسی طولانی مدت باشد. رابطه جنسی طولانی که به وسیله مصرف داروهای محرک و تاخیری به وجود می‌آید می‌تواند باعث ایجاد درد بیضه گردد.

اسپاسم

در برخی مواقع اسپاسم عضلات شکم در هنگام ارگاسم یا انجام رابطه جنسی در پوزیشن‌های غیر معمول منجر به ادراک درد در ناحیه بیضه‌ها و مثانه می‌شود. در مجموع عدم رابطه جنسی و یا جلوگیری از روند انزال می‌تواند منجر به احتقان لوله‌ و کیسه‌های منی شود در نتیجه انزالی که پس از این موارد رخ می‌دهد با درد همراه خواهد بود. این نوع درد خطرناک نیست اما تجربه‌ای ناخوشایند است و پس از چند ساعت به طور خود به خودی بهبود می‌یابد.

عوامل روانی

همیشه علت جسمانی برای درد بیضه پس از انجام رابطه وجود ندارد. استرس و مسائل روانشناختی عامل دیگری است که می‌تواند منجر به ادراک درد شود. افکار منفی در حین برقراری رابطه از این که آیا همسر یا شریک جنسی از رابطه لذت می‌برد یا نه و… می‌تواند به شکل درد در ناحیه بیضه ادراک شود.

 

 

تشخیص درد بیضه بعد از رابطه جنسی

برای تشخیص مشکلات و دردهای دستگاه تناسلی مردان باید به متخصص اورولوژیست مراجعه کرد. متخصص اورولوژیست معمولا بر اساس آزمایشات و معاینات اولیه نظیر سونوگرافی از بیضه، کشت ادرار، آزمایش ادرار و در برخی مواقع بررسی ترشحات انزال اطمینان حاصل می‌کند که مشکل به علت بیماری و یا عفونت نیست. به عبارتی تا وقتی درد به دلیل بیماری و یا عفونت باشد نمی‌توان آن را به عنوان درد بیضه که ناشی از رابطه باشد در نظر گرفت. 

پیشگیری و درمان درد بیضه بعد رابطه

برای پیشگیری و درمان پیشنهاد می‌شود همیشه انزال به طور کامل انجام شود و هیچگاه جلوی خروج منی گرفته نشود زیرا این کار می‌تواند منجر به آسیب رساندن به کیسه‌ها و لوله‌های منی شود. برقراری رابطه منظم و انجام ندادن رابطه جنسی در پوزیشن‌های غیر معمول می‌تواند عامل موثری برای پیشگیری و درمان باشد. در هر صورت اگر پس از رابطه جنسی دچار درد بیضه شدید و این مسئله به طور خود به خودی با گذشت مدت زمانی رفع نشد بهتر است جهت بررسی کامل به متخصص مراجعه کنید. بهره بردن از مشاوره جنسی نیز در کاهش عوامل روانی و انتخاب پوزیشن‌های مناسب برای انزال بهتر و کاهش درد بیضه موثر خواهد بود.

برای دریافت مشاوره در زمینه مسائل جنسی می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره جنسی تلفنی از طریق شماره 02166419012 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.

 

 

 

 

سوالات متداول

برای درد بیضه پس از رابطه چه زمانی باید به متخصص مراجعه کرد؟

بهتر است هرگاه که دچار درد بیضه پس از رابطه شدید به متخصص اورولوژیست مراجعه کنید. درست است که درد بیضه عمدتا به دلیل تحریک طولانی مدت و یا عدم تخلیه طولانی مایع منی رخ می‌دهد اما توجه داشته باشید که درد همیشه یک علامت هشدار دهنده است پس زمان را از دست ندهید و در اولین فرصت به فکر درمان باشید.

به طور کلی چه تفاوتی بین درد بیضه و درد بیضه پس از رابطه وجود دارد؟

باید توجه داشته باشید که هر دردی در ناحیه بیضه به دلیل روابط جنسی نیست. بیضه اندام حساسی در بدن مردان است و علت‌های مختلفی برای درد بیضه وجود دارد. دردهای ناشی از این مسائل عمدتا ربطی به روابط جنسی ندارند و مرد همیشه این درد را احساس می‌کند. اما درد بیضه بعد رابطه صرفا پس از برقراری روابط جنسی رخ می‌دهد و در زمان‌های دیگر وجود ندارد.

آیا درد کمر با درد بیضه پس از رابطه ارتباطی دارد؟

باورهای غلطی در جامعه وجود دارد مبنی بر اینکه بعد از برقراری روابط جنسی و تخلیه منی و انزال، مرد به درد کمر مبتلا می‌شود. اما درد کمر و درد بیضه پس از روابط جنسی ارتباطی با یکدیگر ندارند. درد کمر ناشی از تحرکات فیزیکی است و ارتباطی با تخلیه یا عدم تخلیه منی ندارد. اگر فردی بعد از برقراری رابطه دچار درد کمر شد بهتر است با انجام حرکات اصلاحی و ورزش عضلات کمر خود را بهبود بخشد.



:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

بی توجهی مرد به زن یکی از مشکلاتی است که می‌تواند آسیب‌های بسیاری را در زندگی مشترک شما ایجاد کند. بسیاری از مردان نمی‌توانند احساسات خود را به‌صورت کلامی و با آن ادبیاتی که زنان تمایل دارند ابراز نمایند اما برخی دیگر نیز لزومی به توجه به زن نمی‌بینند و یا مشغله‌های کاری فرصتی برای این قبیل مسائل به آن‌ها نمی‌دهد. بااین‌حال دریافت توجه و محبت از سوی شریک عاطفی یکی از مسائلی است که همه ما به آن احتیاج داریم و در نظر نگرفتن آن می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری را در رابطه شما ایجاد کند. درصورتی‌که احساس می‌کنید همسرتان چندان‌که باید به شما توجه ندارد با او دراین‌باره صحبت کنید و سعی کنید مشکلات موجود در رابطه عاطفی خود را برطرف نمایید اما اگر احساس می‌کنید به‌تنهایی در این تلاش به موفقیت چندانی دست پیدا نکرده‌اید می‌توانید از مشاورین خانواده نیز در این زمینه کمک بگیرید.

 

 

منبع : بی توجهی مرد به زن

 

 

نشانه‌های بی توجهی در مردان

بی توجهی به تغییرات

یکی از رایج‌ترین نشانه‌های بی توجهی آقایان به زندگی مشترک این است که آن‌ها واکنشی نسبت به تغییرات نشان نمی‌دهند. بسیاری از خانم‌هایی که به مراکز مشاوره مراجعه می‌کنند معتقدند تغییرات ظاهری آن‌ها یا حتی تغییرات دکوراسیون منزل چندان که باید به چشم همسرشان نمی‌آید. برخی از آنها حتی بیان می‌کنند که اگر برای مدتی ناراحت یا مضطرب باشند نیز همسرشان متوجه این موضوع نخواهد شد. مردانی که نسبت به تغییرات بی توجه هستند معمولاً از نظر دادن برای مسائل مختلف نیز اجتناب می‌کنند. برای آنها مهم نیست که شما چه لباسی را انتخاب می‌کنید و یا دغدغه‌های ذهنی خود را چگونه برطرف می‌کنید.

سردی عاطفی

ابراز محبت یا توجه به خواسته‌ها و نیازهای زنان یکی از موضوعاتی است که مردان بی توجه اهمیتی به آن نمی‌دهند. این موضوع می‌تواند تا به اینجا پیش برود که در صورت بروز دلخوری یا قهر نیز مردان علاقه‌ای به تغییر شرایط و دلجویی از همسرشان نداشته باشند. با توجه به اینکه این شیوه برخورد می‌تواند مشکلات بسیاری را در رابطه شما ایجاد کند بهتر است در این زمینه از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

تلاش نکردن برای رابطه

یکی دیگر از نشانه‌های بی توجهی در مردان این است که آنها برای حفظ رابطه تلاش چندانی انجام نمی‌دهند و رابطه با آن‌ها معمولاً تبدیل به ارتباط یک طرفه‌ای می‌شود که صرفاً طرف مقابل برای نگه داشتن آن تلاش می‌کند.

دلایل بی توجهی مرد به زن

بی توجهی مرد به زن در هر رابطه عاطفی با توجه به شرایط موجود در رابطه و نوع شخصیت هریک از طرفین دلایل بسیاری خواهد داشت اما برخی از این دلایل رایج‌تر از سایرین هستند که در ادامه آن‌ها را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.

شخصیت‌های بی‌توجه

بعضی افراد به‌صورت کلی نسبت به مسائل مختلف توجه کمتری دارند. درگیری‌های شخصی و مشغله‌های ذهنی این افراد معمولاً آن‌ها را از توجه به سایر مسائل بازمی‌دارد. این قبیل افراد نه صرفاً در مقابل همسر که در ارتباط با اکثر موضوعات و انسان‌های اطرافشان توجه چندانی نشان نمی‌دهند. اگرچه این شخصیت‌ها سوءنیتی از بی‌توجهی خود ندارند بااین‌حال خواسته یا ناخواسته زندگی مشترک خود را در معرض مشکلات بسیاری قرار می‌دهند. اگر همسر شما نیز ازجمله افرادی است که به‌طورکلی نسبت به محیط پیرامون خود توجه چندانی ندارد بهتر است راجع به احساسات و دلخوری‌های خود با او صحبت کنید و در صورت لزوم از او بخواهید از یک مشاور نکاتی را در ارتباط با شیوه تعامل با همسر یا توجه به محیط اطراف آموزش ببیند.

دلخوری‌های موجود در رابطه

دلخوری و سردی در رابطه یکی از اصلی‌ترین دلایل برای بی توجهی مرد به زن محسوب می‌شود. بسیاری از مردان به دلیل قهر یا به‌عنوان ابزاری برای تنبیه همسرشان در هنگام بروز دلخوری‌ها توجه خود را به او کم می‌کنند. اما یکی از مسائل نگران‌کننده در این میان این است که گاهی طولانی شدن دلخوری‌ها باعث بروز سردی و بی‌تفاوتی در رابطه می‌شود و به عبارتی طلاق عاطفی یا سردی و بی‌توجهی دائم میان زوجین دلیل بی توجهی مرد به زن است. در چنین شرایطی بهتر است با کمک گرفتن از مشاورین خانواده سعی کنید تا اختلافات پیش‌آمده را برطرف کرده و رابطه عاطفی خود را به شرایط قبل از دلخوری بازگردانید.

بی توجهی مرد به زن | احساس بی‌فایده بودن

بی‌توجهی به نظرات همسر گاهی مردان را به این باور می‌رساند که آن‌ها چه نظراتشان را بیان کنند و چه نکنند تأثیری در رفتار همسرشان نخواهد داشت. این موضوع باعث خواهد شد تا مرد به‌تدریج از بیان نظرات یا نشان دادن توجه خسته شده و از این کار دست بکشد.

تفاوت در شیوه ابراز توجه

گاهی اوقات بی توجهی مرد به زن یک برداشت اشتباه است که به دلیل تفاوت در شیوه ابراز محبت یا توجه خود را نشان می‌دهد. برای مثال ممکن است مردی تلاش برای تأمین آسایش اعضای خانواده را نشانه توجه بداند اما همسرش ترجیح بدهد که توجه را به‌صورت کلامی و در رفتار محبت‌آمیز او ببیند. این موضوع بیش از آنکه به معنای بی توجهی مرد به زن باشد نشان‌دهنده نبود زبان مشترک میان زوجین است که البته می‌تواند آسیب‌های بسیاری را نیز در رابطه برجای بگذارد و بهتر است برای رفع آن اقدام نمایید.

خیانت مرد به زن

در برخی موارد بی‌توجهی می‌تواند یکی از پیامدهای خیانت مرد به زن باشد. به عبارتی همسر شما توجه و محبت خود را به هر دلیلی با فردی دیگر قسمت می‌کند و بی‌توجهی او به شما به‌خصوص درزمینهٔ مسائل ظاهری یا جنسی دلیلی برای این موضوع است. برای آشنایی با نشانه های خیانت مردان کلیک کنید.

پیامدهای بی توجهی مرد به زن

بی توجهی مرد به زن می‌تواند آسیب‌های بسیاری را در یک رابطه ایجاد کند و یا حتی آن را از بین ببرد. به همین خاطر اگر احساس می‌کنید رابطه شما نیز دچار این مشکل شده بهتر است با استفاده از راهکارهایی در این زمینه و همین‌طور کمک گرفتن از مشاورین این موضوع را در زندگی خود برطرف کرده و از بروز مشکلات جدی‌تر جلوگیری کنید. در ادامه برخی از پیامدهای بی توجهی مرد به زن را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.

پایین آمدن کیفیت رابطه

تعامل عاطفی یکی از نیازهای اساسی همه انسان‌هاست. همه ما نیاز داریم تا به فرد یا افرادی محبت کرده و همین‌طور از آن‌ها محبت یا توجه دریافت نماییم. به میزانی که این تعامل عاطفی در یک رابطه بیشتر اتفاق بیفتد سلامت روانی افراد و کیفیت ارتباط آن‌ها با یکدیگر نیز بهتر خواهد بود و درنتیجه به میزانی که بی‌توجهی در یک رابطه شدت پیدا کند کیفیت ارتباط عاطفی و میزان محبت طرفین به یکدیگر نیز کاهش پیدا می‌کند.

افزایش احتمال خیانت یا جدایی

تحقیقات نشان می‌دهد زنان معمولاً در شرایطی دست به خیانت می‌زنند که نیازهای عاطفی آن‌ها در رابطه با همسر خود تأمین نباشد. به عبارتی می‌توان گفت هدف زنان از خیانت پیدا کردن یک پایگاه عاطفی مطمئن است. درنتیجه بی توجهی مرد به زن می‌تواند احتمال بروز خیانت یا حتی تصمیم زن برای جدایی از همسرش را افزایش دهد.

بی توجهی مرد به زن | آسیب دیدن فرزندان

هنگامی‌که میان زوجین توجه و محبت کافی وجود نداشته باشد فرزندان آن‌ها نیز به لحاظ روحی آسیب خواهند دید. آن‌ها در شرایطی رشد خواهند کرد که توجه و محبت چندانی را میان والدین خود تجربه نکرده‌اند و این فضای عاطفی سرد علاوه بر آسیب زدن به روحیه فرزندان می‌تواند تبدیل به الگویی برای برخورد آن‌ها با شریک زندگی‌شان نیز باشد.

راهکارهایی برای پایان دادن به بی توجهی مرد به زن

دلایل بی توجهی را پیدا کنید

سعی کنید با بررسی دقیق و بی‌طرفانه رفتار خود و همسرتان دلایل بی‌توجهی او را پیدا کنید. هنگامی‌که شما دلایل این رفتار را پیدا کرده باشید می‌توانید برای برطرف کردن آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. اگر احساس می‌کنید در این زمینه نیاز به کمک دارید می‌توانید از روانشناسان خانواده کمک بگیرید.

بی توجهی مرد به زن | با همسرتان صحبت کنید

صحبت کردن با همسر یکی از مهم‌ترین راهکارهایی است که به شما برای رفع بی‌توجهی‌ها کمک خواهد کرد. سعی کنید احساسات خود را صادقانه و صریح با همسرتان در میان بگذارید و دلایل و نظرات او را نیز بشنوید. گاهی ممکن است در حین صحبت با همسرتان متوجه این موضوع شوید که او ناخواسته این‌گونه رفتار کرده و یا متوجه دلخوری‌های او از زندگی مشترکتان شوید. هردوی این مسائل به شما در بهبود شرایط نسبت به آنچه اکنون وجود دارد کمک خواهد کرد.

زبان مشترک پیدا کنید

همان‌طور که گفته شد یکی از دلایل بی توجهی مرد به زن فقدان یک زبان مشترک میان آن‌هاست و هر یک از زوجین توجه را به معنای رفتاری می‌داند که ازنظر دیگری توجه محسوب نمی‌شود. در چنین شرایطی بهتر است برای پیدا کردن یک زبان مشترک با همسرتان تلاش کنید. برای مثال بهتر است شما تا حدودی به تلاش‌های وی برای نشان دادن توجه خود اهمیت بدهید و او نیز تا حدی به خواسته‌های شما توجه نشان دهد. گاهی برخی از آقایان رفتارهای محبت‌آمیز را بلد نیستند و این موضوع باعث ناراحتی همسرشان می‌شود. در چنین شرایط بهتر است از یک روانشناس مطمئن برای آموزش این رفتارها کمک بگیرید.

در رابطه غرق نشوید

یکنواختی ازجمله مسائلی است که باعث بروز بی‌توجهی می‌شود. هنگامی‌که یک رفتار را بیش‌ازحد تکرار کنید، برای مثال همیشه در حال گلایه کردن باشید و یا حتی همیشه همسرتان را ببخشید و از خواسته‌هایتان برای خوشحالی او بگذرید به‌تدریج این باور در وی ایجاد می‌شود که دلیلی برای توجه وجود ندارد و او هرزمان که اراده کند شما را در دسترس خواهد داشت. اگر می‌خواهید با بی‌توجهی همسرتان مبارزه کنید سعی کنید به هویت و عزت‌نفس خود احترام گذاشته و خود را تماماً در زندگی مشترکتان غرق نکنید.

کمک بگیرید

استفاده از مشاوره خانواده به شما کمک می‌کند تا دلایل بی‌توجهی همسرتان را پیدا کرده و برای رفع آن‌ها اقدام نمایید. علاوه بر این بی‌توجهی به‌طورقطع آسیب‌های روحی و پیامدهای منفی بسیاری را در زندگی شما ایجاد کرده؛ یکی از اقدامات روانشناسان این است که به شما کمک می‌کنند تا این پیامدها را از زندگی خود پاک کرده و برخلاف بی‌توجهی‌ها عزت‌نفس خود را حفظ کنید. حتی درصورتی‌که تصمیم گرفته‌اید از این رابطه خارج شوید روانشناسان می‌توانند به شما کمک کنند تا فشار روانی کمتری را در این شرایط تجربه کنید. به همین خاطر بهتر است مشاوره‌های روانشناسی را جدی بگیرید. برای دریافت جلسات مشاوره خانواده کلیک کنید.

 

برای دریافت مشاوره در زمینه خانواده می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی خانواده با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

 

 

 

سؤالات متداول

بی توجهی مرد به زن چه پیامدهایی دارد؟

پایین آمدن کیفیت رابطه، افزایش احتمال خیانت یا جدایی و همین‌طور آسیب دیدن روحی فرزندان ازجمله پیامدهای این موضوع هستند.

چه دلایلی برای بی توجهی مرد به زن وجود دارد؟

وجود اختلاف و دلخوری در زندگی مشترک، ناتوانی در ابراز محبت یا احساس بی‌نتیجه بودن بیان نظرات، از دلایل بی توجهی مرد به زن هستند.



:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

اختلالات تجزیه ای نوعی از اختلالات روانی هستند که افراد مبتلا، با گسیختگی و اشکال در کارکردهای هوشیاری، حافظه و هویت مواجه می‌شوند. این مشکل می‌تواند به صورت ناگهانی و یا تدریجی باشد و از آن جهت به آن تجزیه ای گفته می‌شود که ممکن است دو یا چند فرآیند ذهنی مثل فراموشی و یا اختلال در هویت به صورت همزمان در روند اختلال وجود داشته باشد؛ بدون اینکه ارتباطی با یکدیگر داشته و یا بر یکدیگر تاثیر بگذارند. اختلالات تجزیه ای شامل اختلال هویت تجزیه ای، مسخ شخصیت-مسخ واقعیت و فراموشی تجزیه ای هستند که اغلب به دلیل مقابله با استرس طولانی‌مدت، سوءاستفاده جنسی یا آسیب شدید روانی ایجاد می‌شوند. برای درمان معمولا از روان درمانی بهره می‌برند و در کنار آن داروهای ضدافسردگی نیز به کاهش علائم کمک می‌کنند.

 منبع : اختلالات تجزیه ای

 

اختلالات تجزیه ای

کلمه تجزیه یا گسست، به معنی جدا شدن از دیگران، دنیای اطراف، یا جدا شدن از خود فرد است. ویژگی اساسی اختلالات گسستی یا تجزیه ای تغییرات بارز در احساس هویت، ادراک یا هشیاری است. این تغییرات ممکن است تدریجی یا ناگهانی، موقت یا دائمی باشند. افراد از همه گروه‌های سنی و زمینه‌های نژادی، قومی و اجتماعی و اقتصادی می‌توانند اختلال تجزیه ای را تجربه کنند.

بیشتر از 75 درصد مردم حداقل یک‌بار در زندگی، حالت‌هایی مشابه مسخ شخصیت یا مسخ واقعیت را تجربه می‌کنند اما تنها 2 درصد از مردم معیارهای کامل ابتلا به این اختلال را برآورده می‌کنند. همچنین میزان ابتلای زنان نسبت به مردان نیز بیشتر است.

 

دلایل ابتلا به اختلالات تجزیه ای

اختلالات تجزیه ای غالباً به‌عنوان روشی برای مقابله با یک رویداد فاجعه‌بار یا استرس طولانی‌مدت، سوءاستفاده جنسی یا آسیب شدید روانی ایجاد می‌شوند. درنتیجه به‌عنوان دلیل ابتلا به این اختلال، می‌بایست به حوادث استرس‌زای زندگی فرد پیش از وقوع بیماری توجه داشت.

این امر به‌ویژه در صورت وقوع چنین رویدادهایی در اوایل کودکی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. در این زمان از زندگی، محدودیت‌هایی در توانایی فرد برای درک کامل و بالغانه رویدادها وجود دارد. حذف و از بین بردن آسیب‌های تجربه‌شده در دنیای ذهن فرد، می‌تواند برای کوتاه‌مدت به‌عنوان یک مکانیزم مقابله‌ای، در برابر شرایط نامطلوب عمل کند و مؤثر باشد اما ادامه طولانی‌مدت این فرایند باعث می‌شود فرد خودش را از واقعیت جدا کند و این مسئله مشکلات بسیاری را برای وی ایجاد خواهد کرد چراکه ارتباط او تا حد زیادی یا در بعضی مواقع به‌صورت کامل، با جریان واقعی زندگی قطع می‌شود.

 

انواع اختلالات تجزیه ای

1. اختلال هویت تجزیه ای

ممکن است فرد احساس کند که یک یا چندصدا در تلاش هستند تا کنترل ذهن وی را به دست بگیرند. این هویت‌ها و شخصیت‌ها معمولاً دارای اسامی، خصوصیات، عادات رفتاری مختلف، صدای جداگانه و حتی فیزیولوژی بدنی متفاوت می‌باشند. تا جایی که دیده‌شده، خانم‌های دارای این اختلال، در طول یک ماه چند چرخه قاعدگی متفاوت را تجربه می‌کنند. نکته حائز اهمیت در این اختلال این است که هریک از این شخصیت‌ها، در زمانی که کنترل رفتار را به دست می‌گیرند، نسبت به سایر شخصیت‌ها و صحبت‌های آنان، آگاهی ندارند به همین خاطر افراد مبتلابه اختلال هویت تجزیه ای شکاف‌هایی را در حافظه روزمره، رویدادها، اطلاعات شخصی و آسیب‌ها تجربه می‌کنند.

زنان به نسبت مردان بیشتر در این اختلال، تشخیص گذاری می‌شوند زیرا علائم حادتری را تجربه می‌کنند. مردان احتمالاً علائم و تاریخچه رویداد آسیب‌زا را انکار می‌کنند و معمولاً رفتارهای خشونت آمیزتری نشان می‌دهند و کمتر فراموشی یا حالت‌های گریز را تجربه می‌کنند.

2. مسخ شخصیت-مسخ واقعیت

در این اختلال فرد احساس می‌کند چیزی در وجود خودش یا در دنیای خارج از خودش تغییریافته است که شبیه به حالت واقعی و طبیعی نیست. در مسخ شخصیت افراد به‌طور مداوم احساس می‌کنند که از هیجانات، افکار و ادراکات خود جدا شده‌اند به طوری که انگار در حال تماشای یک فیلم هستند.

در اختلال مسخ واقعیت فرد ممکن است احساس کند که چیزهای دیگر مانند سایر مردم، دنیای اطراف و… غیر واقعی هستند. گاهی نیز ممکن است فرد هر دو اختلال را باهم تجربه کند. میانگین سن شروع این اختلال، 16 سالگی است، با این حال دوره‌های مسخ شخصیت می‌توانند از اوایل تا اواسط کودکی یا از هر سنی شروع شوند. کمتر از 20 درصد مبتلایان به این اختلال بعد از 20 سالگی شروع به تجربه دوره‌های مختلف می‌کنند.

3. فراموشی تجزیه ای

علامت اصلی این اختلال، مشکل در به خاطر سپردن و یادآوری اطلاعات مهم درباره خود شخص است. فراموشی تجزیه ای ممکن است به‌صورت فراموشی یک رویداد خاص مانند جنگ، سوءاستفاده جنسی و یا به‌ندرت اطلاعات مربوط به هویت و تاریخچه زندگی فرد باشد. شروع یک دوره فراموشی معمولاً ناگهانی است. یک دوره فراموشی ممکن است، چند دقیقه، ساعت‌ها، روزها و یا به‌ندرت ماها یا سال‌ها به طول بیانجامد. همچنین هر فرد مبتلا ممکن است در طول زندگی چندین دوره مختلف را تجربه کند.

 

نشانه‌های اختلالات تجزیه ای

اگرچه با توجه به نوع اختلال تجزیه ای که فرد به آن مبتلا شده است، نشانه‌های مشاهده‌شده، متفاوت خواهند بود، بااین‌حال علائم شایع اختلال هویت تجزیه ای شامل موارد زیر است

  • از دست دادن چشمگیر حافظه نسبت به زمان‌های خاص، افراد و رویدادها
  • تجربه اینکه خارج از بدن خود هستند؛ مانند احساس اینکه انگار در حال تماشای یک فیلم از خود هستند
  • مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی
  • حس جدا شدن از هیجانات، بی‌حسی عاطفی یا عدم احساس هویت شخصی

اقدام به خودکشی، خودزنی و سایر رفتارهای آسیب‌زا در بین مبتلایان به اختلال هویت تجزیه ای متداول است. بیش از 70 درصد بیماران مبتلابه این اختلال اقدام به خودکشی را در سابقه خود دارند.

برای اطلاع بیشتر در زمینه خودکشی و علائم آن کلیک کنید.

 

تشخیص

پزشکان براساس بررسی علائم و تاریخچه شخصی، اختلالات تجزیه ای را تشخیص می‌دهند. یک پزشک در ابتدا ممکن است آزمایش‌هایی را برای بررسی شرایط جسمی علائمی مانند از دست دادن حافظه، احساس غیرطبیعی داشتن به دلیل آسیب‌دیدگی سر، ضایعات مغزی و… انجام دهد. اگر علل جسمی تایید نشدند، اغلب برای انجام ارزیابی با یک متخصص بهداشت روان مشورت می‌شود.

 

درمان

بیماران مبتلابه اختلالات تجزیه ای از طریق روش‌های مختلفی ازجمله روان‌درمانی و دارودرمانی باهدف کمک به فرد برای ادغام هویت‌های مختلف و به دست آوردن کنترل بر روی فرایند زندگی و علائم تجزیه ای تحت درمان قرار می‌گیرند. روان‌درمانی برای این بیماران می‌تواند طولانی و دشوار باشد زیرا شامل به یادآوردن و تلاش برای یادگیری روش‌های مقابله‌ای سازگارانه تر در ارتباط با آسیب‌های تجربه‌شده در گذشته است. این در حالی است که بیماران تمایلی برای یادآوری این خاطرات ندارند.

تحقیقات نشان داده‌اند که درمان شناختی برای فرار از مواجهه با خاطرات استرس‌زای زندگی موثر هستند. هیپنوتیزم نیز ممکن است یکی دیگر از اقدامات درمانی مفید باشد. یک درمان جدیدتر به نام حساسیت‌زدایی توسط حرکات چشم و پردازش مجدد که به‌طور خاص بر نقشی که خاطرات مزاحم در پیشرفت اختلالات روانی ایفا می‌کنند، متمرکز است و نتایج مطلوبی را در درمان بیماران نشان داده است.

در کنار روان درمانی، هیچ داروی خاصی به‌طور اختصاصی برای درمان اختلالات تجزیه وجود ندارد، اگرچه ممکن است داروهای ضدافسردگی برای کاهش علائم در این بیماران تا حدی مفید باشد. علی‌رغم اینکه یافتن یک برنامه درمانی مؤثر می‌تواند دشوار باشد، بااین‌حال بسیاری از افراد قادر به زندگی سالم و مؤثر هستند.

برای آشنایی بیشتر در زمینه داروهای ضدافسردگی کلیک کنید.

برای دریافت مشاوره در زمینه افسردگی می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02166419012 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.

 

 

 

 

سؤالات متداول

 

میان اختلال مسخ شخصیت و مسخ واقعیت چه تفاوتی وجود دارد؟

در هر دو اختلال، فرد دچار مشکلاتی در هشیاری شده و احساس می‌کند تجربیات وی، غیرواقعی هستند. در مسخ شخصیت فرد احساس می‌کند که خودش را از بیرون تماشا می‌کند و در درون خودش قرار ندارد اما در اختلال مسخ واقعیت، فرد این احساس را نسبت به محیط اطراف دارد.

چه درمانی برای اختلالات تجزیه ای وجود دارد؟

با توجه به اینکه اختلالات تجزیه ای به دلیل یک شرایط پراسترس در زندگی فرد ایجاد می‌شوند، درمان‌های روان‌شناختی که به فرد کمک می‌کنند تا اتفاقات استرس‌زای زندگی را به یاد آورده و روش‌های سازگارانه تری برای مقابله با آن‌ها پیدا کند، ازجمله درمان‌های مناسب هستند. در کنار این مسئله برای آگاهی بیشتر در زمینه درمان‌های موثر برای اختلالات تجزیه ای می‌توانید با با مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس بگیرید.



:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

وظایف زن در زندگی مشترک یکی از مسائلی است که در سال‌های اخیر بسیار به آن توجه می‌شود چراکه تحولات اجتماعی قابل توجه نظیر جنبش رهایی بخش زنان یا اعتقادات فمینیستی در چند دهه گذشته منجر به ایجاد سردرگمی‌هایی در وظایف و نقش زنان شده است. بسیاری از زن‌ها احساس می‌کنند که اگر به دیدگاه‌های منسوخ شده در ارتباط با وظایف زنان پایبند بمانند؛ هویت و آزادی خود را از دست می‌دهند. از طرفی نمی‌توان این حقیقت را انکار کرد که هر یک از ما در مقابل دیگران وظایفی را برعهده داریم که می‌بایست به آن‌ها عمل کنیم. به همین خاطر بیش از هر زمان دیگری نیاز است که مشاوران خانواده، در زمینه وظایف زنان در خانه با شفافیت صحبت کنند. با توجه به آنچه گفته شد، در این مطلب به بررسی وظایف زنان در خانواده خواهیم پرداخت.

  منبع » وظایف زن در زندگی و نسبت به همسر

 

 

وظایف زن در زندگی مشترک

ازدواج باعث ایجاد تحولاتی در زندگی دختران شده و آن‌ها را از افرادی که مسئولیت چندانی ندارند تبدیل به یک مدیر و سرپرست در خانواده می‌کند. برای حفظ خانواده نقش مدیریتی زن اهمیت بالایی دارد و خانم‌ها می‌بایست توانایی‌های جدیدی را با توجه به نقش همسری، در خود ایجاد کنند. برخی از این توانایی‌ها شامل موارد زیر است. در صورت عدم تفاهم در مورد موارد زیر توصیه می‌کنیم از مشاوره خانواده استفاده نمایید.

1. عشق و علاقه بدون شرط

در یک رابطه زناشویی، مردان نیز به‌اندازه زنان احتیاج دارند که مورد محبت و توجه قرار گرفته و به نیازهای عاطفی آن‌ها پاسخ داده شود. به‌عنوان یک زن، شما می‌بایست نیازهای عاطفی همسرتان را به‌خوبی برآورده کنید و نسبت به آن‌ها هوشیار باشد.

علاقه بی‌قیدوشرط به همسر به این معناست که حتی در صورت پیش آمدن ناراحتی و دلخوری در طول زندگی‌تان می‌بایست رفتار شما به‌گونه‌ای باشد که همسرتان احساس کند علیرغم تمام مشکلات پیش‌آمده شما همچنان به او علاقه دارید و می‌خواهید که در کنارش زندگی کنید. نتیجه چنین رفتار و احساسی این است که همسرتان نیز به‌صورت متقابل این محبت را به شما نشان خواهد داد و شما زندگی پرمحبت و گرمی خواهید داشت.

برای اطلاع بیشتر در زمینه ارتباط صحیح با همسر کلیک کنید.

2. کمک کردن به همسر از وظایف زن در زندگی مشترک

کمک کردن به همسر می‌تواند دامنه وسیعی از کمک‌های معنوی و عاطفی تا کمک کردن درزمینهٔ مسائل مادی را شامل شود. شما می‌بایست در تمامی این شرایط همراه همسرتان بوده و به وی کمک کنید تا از عهده مسئولیت‌ها و مشکلات زندگی برآید. این مسئله باعث می‌شود که همسرتان از زندگی در کنار شما احساس آرامش کرده و همچنین رفتار کمک کردن را از شما بیاموزد.

به خاطر داشته باشید که زندگی مشترک، زندگی شما و همسرتان در کنار یکدیگر است و شما باهم یک گروه را تشکیل می‌دهید. درنتیجه کمک کردن شما، صرفاً کمک به همسرتان تلقی نمی‌شود بلکه کمک شما برای بالا بردن گروه خودتان است.

3. حفظ کرامت همسر

مردان بیشتر از زنان احتیاج دارند که به آن‌ها احساس قدرت و غرور دهید. شما به‌عنوان زن می‌توانید با تعریف کردن از همسرتان و پوشاندن عیب‌های او این نیاز را در وی برآورده کنید. به خاطر داشته باشید که مشکلات میان شما و همسرتان همواره باید در بین خودتان حل شود و بیان این مسائل در میان خانواده‌ها یا دوستانتان صرفاً باعث سرافکندگی او می‌شود. اگر به دنبال داشتن یک زندگی مناسب و کانون خانوادگی گرم هستید از انجام این رفتارها در مقابل دیگران و خجالت‌زده کردن همسرتان به‌شدت اجتناب کنید.

4. حمایت از همسر از وظایف زن در زندگی مشترک

حمایت کردن از همسر، یکی از ویژگی‌هایی است که در تمامی زوج‌های موفق دیده می‌شود. به‌عنوان زن، در یک زندگی بهتر است همواره و در تمامی شرایط سخت و آسان کنار همسرتان حضورداشته باشید. در طول اجرایی شدن تصمیم‌هایی که در خانه شما گرفته می‌شود و دست یافتن به اهداف بلندمدتی که برای زندگی‌تان در نظر گرفته‌اید، همسرتان از اینکه ببیند شما در کنارش ایستاده‌اید احساس غرور و شادمانی می‌کند و احساس علاقه وی نسبت به شما چندین برابر خواهد شد.

5. حفاظت از حریم خانه و خانواده

شما می‌بایست از حریم خانه و خانواده خودتان در مقابل بدخواهان محافظت کنید. افرادی که می‌خواهند میان شما و همسرتان نفاق ایجاد کرده و یا افکار منفی را در شما نسبت به او گسترش دهند را از خانه و خانواده خود دور نگه دارید. محل زندگی و همچنین افکار شما می‌بایست سرشار از احساسات مثبت و دل‌نشین نسبت به همسرتان باشد به همین خاطر از هر عاملی که شما را از رسیدن به این هدف بازمی‌دارد دوری کنید.

6. صبور بودن از وظایف زن در زندگی مشترک

در اکثر خانواده‌ها اداره امور خانه‌ برعهده زنان می‌باشد. همچنین در سال‌های اخیر با افزایش میزان تحصیلات در میان زنان، بسیاری از آن‌ها علاوه بر امور خانه، مشاغلی بیرون از خانه نیز برعهده ‌دارند. به همین خاطر مدیریت کردن تمامی این وظایف در کنار یکدیگر و انجام آن‌ها امری بسیار سخت است که نیازمند همکاری همسر شما هست. در این میان بهتر است در انجام وظایف خود صبور باشید چراکه در صورت نبود صبر و ایجاد استرس در شما، فضای خانه به‌طورکلی متشنج خواهد شد؛ صبور بودن اگرچه گاهی اوقات یک ویژگی بسیار سخت است اما به دست آوردن آن می‌تواند تا حد زیادی به ثبات و آرامش در خانواده شما کمک کند.

7. نگه داشتن فضای خانه به صورت آرام

خانه برای همه انسان‌ها، محلی است که قرار است در آن آرامش را به دست بیاورند. وظیفه آرام نگه‌داشتن فضای خانه نیز بر عهده زنان است. پیدا کردن آرامش در خانه‌ای که مدیریت آن به‌درستی انجام نشده، کار بسیار دشواری است. هیچ‌یک از ما نمی‌توانیم در یک محیط بهم ‌ریخته یا پر از تشویش و التهاب احساس آرامش کنیم.

8. تربیت فرزندان از وظایف زن در زندگی مشترک

تربیت فرزندان امری است که پدر و مادر، هردو آن را بر عهده دارند. بااین‌حال وظایف مادر در این زمینه به دلیل زمان بیشتری که در خانه با فرزندان می‌گذراند، اهمیت بیشتری دارد. هنگامی‌که شما فرزندتان را به‌خوبی تربیت می‌کنید علاوه بر انجام وظایف مادری، باعث می‌شوید که همسرتان احساس کند یک خانواده گرم و صمیمی داشته و از بودن در کنار شما احساس لذت خواهد کرد.

9. توجه کردن به خود

مهم‌ترین اصل و وظیفه به‌عنوان همسر این است که به خودتان توجه داشته باشید. شما پیش از اینکه خود را دوست داشته باشید و به خوشبختی خود توجه کنید، نمی‌توانید به دیگران محبت کنید. در روز یا در طول هفته زمانی را به خودتان اختصاص دهید و سعی کنید کارهایی انجام دهید که به شما احساس نشاط و شادمانی خواهند داد.

 

اهمیت توجه زنان به نقش همسری

در ذهن بسیاری از خانم‌ها این سوال شکل می‌گیرد که چرا می‌بایست این وظایف را در قبال همسرشان انجام دهند و یا اینکه در مقابل همسرشان چه وظیفه‌ای برعهده دارد.

اهمیت و دلیل انجام وظایف در خانواده به‌عنوان یک زن یا مادر در این است که رفتارهای شما می‌توانند باعث بهبود شرایط زندگی برای تمامی اعضای خانواده شما شوند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ازدواج سالم این است که طرفین در کنار یکدیگر به رشد خواهند رسید. درنتیجه تلاش شما برای بهبود بخشیدن به شرایط قدمی است که در راه پیشرفت زندگی برمی‌دارید.

اگر احساس می‌کنید که همسرتان در مقابل شما، وظایف خود را به‌خوبی انجام نمی‌دهد و یا بار مسئولیت‌های شما بیشتر از حد توانتان است و به همین خاطر احساس می‌کنید که تمایلی به انجام وظایف خود ندارید بهتر است با یک مشاور دراین‌باره صحبت کنید. در این راستا مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو با داشتن مشاورانی برجسته در زمینه مشائل زناشویی و به طور خاص وظایف زن در زندگی مشترک می‌تواند به شما به صورت تلفنی و حضوری راهنمایی‌های لازم را ارائه دهد. 

برای دریافت مشاوره در زمینه خانواده می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی خانواده با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

 

 

سؤالات متداول

چرا توجه زنان به نقش آن‌ها در زندگی مشترک، اهمیت دارد؟

شما با انجام وظایفی که در زندگی مشترکتان برعهده دارید، به پیشرفت خود و طرف مقابل و همچنین بهتر شدن رابطه خود کمک می‌کنید.



:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1400 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ذهن نو

هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی یکی از بحث برانگیزترین مسائل در دنیای روانشناسی است. ماهیت پر رمز و راز هیپنوتیزم باعث شده است که بسیاری از افراد به سمت آن جذب شوند و بخواهند حداقل برای یک‌بار آن را تجربه کرده یا درباره چگونگی آن اطلاعاتی به دست آورند. در این روش ذهن با بهره بردن از تلقین می‌تواند بر روی موضوع خاصی متمرکز شود و در کنار آن به کاهش بسیاری از بیماری‌های روانی و جسمانی در خود کمک کند. همچنین می‌توان با بهره بردن از هیپنوتیزم درمانی به حقایق پنهان در ضمیر ناخودآگاه پی برد. با این حال گاهی افراد باورهای غلطی درباره هیپنوتیزم دارند و می‌ترسند که حقایق زندگی‌شان مشخص شود و از انجام آن خودداری می‌کنند. با توجه به نقش‌هیپنوتیزم در فرایند درمان و روان‌شناسی، در ادامه به بررسی بیشتر آن خواهیم پرداخت.

 منبع :  هیپنوتیزم چیست

هیپنوتیزم چیست؟

 

کلمه هیپنوتیزم، از واژه یونانی هیپنوز به نام الهه خواب برگرفته شده است. برخلاف باور بسیاری از افراد که هیپنوتیزم‌را شبیه به یک خواب در نظر می‌گیرند، هیپنوتیزم در شرایط هوشیاری کامل اتفاق می‌افتد. طبق بررسی‌های انجام‌گرفته در مورد مغز افرادی که در حال تجربه این فرآیند هستند، مغز کاملاً آگاه بوده و در حال فعالیت است اما آنچه باعث می‌شود تا هیپنوتیزم شبیه به خواب به نظر برسد؛ تمرکز بیش از حدی است که فرد در این حالت تجربه می‌کند. در واقع هیپنوتیزم‌به معنای این است که فرد یک موضوع را انتخاب کرده و بر روی آن کاملاً تمرکز دارد و نسبت به سایر عوامل محیطی توجهی از خود نشان نمی‌دهد.

هیپنوتیزم معمولاً دارای دو جزء تلقین و پیشنهاد می‌باشد. تلقین به شرایطی گفته می‌شود که فرد هیپنوتیزم‌کننده برای شما ترسیم می‌کند و شما تصور می‌کنید که در این شرایط قرار دارید و هرگونه فرمانی که در شرایط تلقین به شما داده می‌شود پیشنهاد نام دارد.

 

تاریخچه هیپنوتیزم

هیپنوتیزم از قرن‌ها پیش شناخته‌شده و مورد استفاده بسیاری از اقوام بوده است با این حال، نخستین کسی که به صورت جامع از آن استفاده کرد، فرانتس مسمر نام دارد. مسمر معتقد بود که در بدن انسان‌ها، یک انرژی مغناطیسی در حال جریان است که آن را مغناطیس حیوانی نامید و معتقد بود بیماری‌های روانی به این خاطر ایجاد می‌شوند که در جریان فرآیند مغناطیسم حیوانی وقفه‌ای اتفاق بیفتد.

مسمر برای درمان این وقفه از روش هیپنوتیزم‌استفاده می‌کرد. البته در آن زمان، این روش به‌عنوان هیپنوتیزم شناخته شده نبود و درمانی که مسمر آن را انجام می‌داد صرفاً یک‌گونه از توجه متمرکز بود. اگرچه مسمر به‌واقع متوجه اهمیت هیپنوتیزم و تلقین شده بود، بااین‌حال به دلیل اینکه هرگز جریانی به نام مغناطیسم حیوانی در بدن انسان‌ها یافت نشد، مسمر به‌عنوان شیاد شناخته شد و فعالیت‌های وی پایان یافت.

جریان مطالعه در ارتباط با هیپنوتیزم، تمرکز و تلقین ادامه پیدا کرد تا جایی که نهایتاً زیگموند فروید متوجه اهمیت هیپنوتیزم در زمینه درمان بیماری‌هایی نظیر بیماری‌های جسمانی سازی شد. فروید استفاده از هیپنوتیزم را به درمان انواع اختلالات روانی گسترش داد و متوجه شد که افراد در جریان این فرآیند بسیاری از مشکلات و ناراحتی‌هایی که فراموش کرده‌اند را به خاطر آورده و بیان می‌کنند. پس از بیان این مطالب و بیدار شدن آن‌ها از خواب مصنوعی، بیماران از نظر روحی تا حد زیادی احساس بهبودی می‌کردند.

فروید روش درمان روانکاوی خود را بر مبنای هیپنوتیزم ایجاد کرد اما پس از مدتی به دلیل عوارض ناخوشایندی که توسط هیپنوتیزم ایجاد می‌شد و همچنین به دلیل نافعال بودن بیمار در جریان درمان خود، این درمان را کنار گذاشت.

برای اطلاع بیشتر در زمینه روان درمانی کلیک کنید.

 

فرآیند و آموزش هیپنوتیزم

در جریان هیپنوتیزم معمولاً دو نفر حضور دارند. یکی از افراد هیپنوتیزور و نفر دیگر فردی است که به هردلیلی قصد تجربه هیپنوز را دارد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که فرد می‌بایست داشته باشد تا بتواند تجربه هیپنوز را پشت سر بگذارد؛ داشتن توانایی تلقین‌پذیری و احساس همکاری در او است.

برای شروع هیپنوتیزم از بیمار خواسته می‌شود که در یک مکان آرام بر روی صندلی و در شرایط آرامش قرار بگیرد. سپس فرد می‌بایست توجه خود را بر روی یک موضوع خاص متمرکز کند. همزمان با بالا بردن میزان تمرکز که توسط هیپنوتیزور صورت می‌گیرد، به‌تدریج علائم آرامش و خواب در فرد دیده می‌شود. هنگامی‌که فرد وارد فاز آرامش یا هیپنوز می‌شود، هیپنوتیزم می‌تواند هرگونه تلقینی را در وی شکل دهد.

با گسترش یافتن فرآیند هیپنوز، معمولاً بخش القا یا ایجاد دستورات روانی شروع می‌شود. در این شرایط فرد به حدی پذیرش دارد که حتی می‌توان دستورات نامعقولی نظیر انجام دادن حرکات مشخصی پس از بیداری را در وی ایجاد کرد. با توجه به نوع هدفی که هیپنوز برای آن اتفاق افتاده است در این مرحله، القاهای مشخصی در بیمار ایجاد می‌شود. برای مثال به او دستور داده شود که پس از بیداری دردهای ناشی از بیماری را فراموش کند.

از موضوعات جالبی که در زمینه القائات هیپنوتیزمی اتفاق می‌افتد این است که معمولاً افراد پس از پایان یافتن هیپنوتیزم نسبت به آن اطلاعی ندارند و دستوراتی که به آن‌ها داده‌شده است را براساس انگیزه شخصی انجام می‌دهند. برای مثال اگر در طول هیپنوتیزم به فرد گفته‌شده باشد که پس از بیداری می‌بایست پنجره را باز کند، وی حتماً این کار را انجام خواهد داد و اگر دلیلش را از او بپرسید، به خاطر نخواهد آورد که این دستور را در زمان هیپنوز گرفته است بلکه به انگیزه‌های شخصی نظیر گرم بودن هوا اشاره می‌کند.

 

موارد استفاده از هیپنوتیزم

همان‌طور که گفته شد در طی فرآیند هیپنوز می‌توانیم القائات مشخصی را در فرد ایجاد کنیم. این القائات هرچه که باشد فرد پس از بیدارشان به‌طورقطع آن‌ها را انجام خواهد داد. البته این مسئله، منافی اراده آزاد نیست و در بسیاری از تحقیقات نشان داده شده است که اگر القا ایجادشده با اصول فرد متضاد باشد، از انجام آن‌ها خودداری خواهد کرد. با این حال مهم‌ترین کاربردهای هیپنوتیزم در فرایند درمان و روان‌شناسی شامل موارد زیر می‌باشد.

کاهش احساس درد

به‌وسیله‌ هیپنوتیزم می‌توانیم احساس درد را در افراد کنترل کنیم. برای مثال در طی القا هیپنوتیزمی به فرد گفته می‌شود که پس از بیداری هیچ دردی را احساس نمی‌کند و فرد به‌واقع تا جایی نسبت به ادراک درد بی‌احساس می‌شود که می‌توانیم اعمال جراحی را بدون احتیاج به بی‌حسی در او انجام دهیم؛ اما نکته مهم در این زمینه این است که هیپنوتیزم، نمی‌تواند باعث درمان مشکل و از بین رفتن درد شود بلکه صرفاً مانع حضور درد در ضمیر هوشیار فرد می‌گردد.

کنار گذاشتن عادت‌های بد

می‌توان در طی خواب هیپنوز به فرد این دستور را داد که پس از بیدار شدن رفتارهایی نظیر سیگار کشیدن، بددهنی، عادت‌های غذایی نامناسب یا هر چیز دیگری را کنار بگذارد.

مدیریت احساسات

سازگاری با احساسات و هیجانات منفی نظیر استرس و اضطراب، اختلالات خلقی یا سایر مشکلات از جمله دستوراتی است که می‌توان در فرایند هیپنوتیزم به فرد داد. بااین‌حال درست همان‌طور که در ارتباط با درد گفته شد هیپنوتیزم نمی‌تواند به‌طورکلی بیماری‌ها را از بین ببرد بلکه صرفاً از ورود احساسات به ادراک هوشیار فرد جلوگیری می‌کند.

برای دریافت مشاوره در زمینه انواع روش های درمانی می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

 

 

سؤالات متداول

آیا همه افراد می‌توانند هیپنوتیزم را تجربه کنند؟

تجربه هیپنوتیزم، به این بستگی دارد که شما تا چه حد تلقین‌پذیر باشید و تحت تأثیر قرار بگیرید. با این حال اگر می‌خواهید بدانید که قادر به بهره بردن از هیپنوتیزم هستید یا خیر می‌توانید با مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس بگیرید و مشاوره دریافت نمایید.



:: برچسب‌ها: هیپنوتیزم چیست ,
:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1400 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 78 صفحه بعد